
![]() |
![]() |
|
| www.mliadpotter.blogfa.com |
|
هری در حل قدم زدن در جنگل: هری و ولدمورت:
رون و هرمیون:
هاگوارتز در مبارزه:
هرمیون(پس از تکه شدن رون):
رون با شمشیر گریفیندور:
هری روی زمین:
اژدها در حال خراب کردن گرینگوتز:
هاگوارتز تحت مراقبت:
دوئل هری و ولدمورت در محوطه ی هاگوارتز:
هری و هاگرید روی موتور:
منبع:harrypotter9000.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 22:54 توسط milad potter |
|
هری پاتر و فروش پنج میلیارد دلاریاکران ششمین قسمت از مجموعه فیلمهای هری پاتر از نیمه ماه ژوئیه در سینماهای منطقه آمریکای شمالی این فرصت را به استودیو برادران وارنر میدهد تا درآمد خود را از این فیلمها از مرز پنج میلیارد دلار فراتر ببرد.
رویترز اعلام کرد: با اکران "هری پاتر و شاهزاده دورگه" به کارگردانی دیوید ییتس از روز 15 ژوئیه، علاقمندان به ماجرای پسرک جادوگر و ماجراهای مدرسه جادوگری هاگوارتس فقط یک فیلم دیگر تا پایان این ماجراها پیش رو خواهند داشت و داستانهای خانم جی. کی. رولینگ با "هری پاتر و قدیسان مرگبار" خاتمه مییابد. ماجرای سینمایی هری پاتر سال 1999 آغاز شد؛ یعنی زمانی که نویسنده بریتانیایی با دریافت مبلغی در حدود دو میلیون دلار حق اقتباس سینمایی از کتابهای پرفروش خود را به مدیران استودیو برادران وارنر واگذار کرد و حدود یکسال بعد کریس کلمبوس با سابقه تولید "تنها در خانه" و "خانم داتفایر" روی صندلی کارگردانی "هری پاتر و سنگ کیمیا" نشست. به ادامه مطلب رجوع کنید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:9 توسط milad potter |
|
|
سلام سلام سلام . اول خبر رو می زارم اما بعدش مربوط به هومن و الستوره .
دو خبر از طفره زن داریم : ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 14:7 توسط milad potter |
|
مصاحبه با دنيل رادکليف، کتي ليونگ و بوني رايتمی دونم که این روزا همه درگیر بازیهای کوییدویچ (فوتبال) هستن ومانا هم که رفت خدا کنه بهش خوش بگذره چون حوصله نداشتم مثل همیشه یه مصاحبه می نویسم که بخوانید و اپ کرده باشم امیدوارم لذت ببرید در ضمن از همه ی نظرات هم ممنونم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:17 توسط milad potter |
|
مصاحبه ی خانوم رولینگشنبه 18 تیر 1384 12:07 ق.ظ نوع مطلب : هری پاتر ، + برای خیلی ها سوال است که اواسط اسامی رون ، هرمیون و جینی چیست ؟ آیا آن ها اسامی خاصی دارند ؟ - خوب بله مطمئنا ، اسم کامل جینی ، جینی مالی ویزلی است ، هرمیون ، هرمیون جین گرانجر و رون هم ، رونالد بیلبوس ویزلی می باشد .+ سیریوس بلک ، روموس لوپین و جیمز پاتر در هاگوارتز در چه گروهی بودند ؟ - هر سه آن ها بدون شک در گروه گریفیندور بودند .+ آیا هری باز هم صحنه ای رمانتیک مانند برخوردش با چو چانگ در دو سال آخر تحصیلاتش در هاگوارتز خواهد داشت ؟ و اگر بله توسط چه کسانی ؟- باید بگویم بله . او صحنه هایی شبیه به آن را خواهد داشت ، آن هم دومرتبه . اما نمی توانم بگوییم آنها چه کسانی هستند !!! + آیا هری ، هرمیون را به عنوان دوست صمیمی خودش در سال های آینده انتخاب می کند ؟- بهتر است این را هم نگویم ... ! اما اگر اشتباه نکنم تا به حال مدارک زیادی در این زمینه در کتاب آمده است . با کمی دقت خودتان پی خواهید برد .+ اسم کامل لوپین ، روموس جی لوپین است ؟ جی مخفف چه کلمه ای می باشد ؟- خسته کننده .+ چه اتفاقی برای موتور پرنده ی سیریوس بلک افتاد ؟ - اوه ، سوال واقعا خوبی است . در این جور موارد بهتر است قوه ی تخیلتان را بیشتر به کار اندازید تا به نتیجه ی مطلوبی برسید !+ چه بلایی سر دم باریک آمده است ؟ آیا او هنوز زنده است ؟ - بله او هنوز زنده است ، اما برای او در کتاب ششم اتفاق های بسیار جالبی به وقوع خواهد پیوست .+ برای پدربزرگ و مادر بزرگ هری پاتر چه اتفاقی افتاده است ؟- آن ها همگی مرده اند و این موضوع هیچ اهمیتی در داستان ندارد !+ آیا باز هم آیینه ای که سیریوس بلک به هری داده بود کار خواهد کرد تا هری بتواند دوباره او را ببیند ؟ - سوال واقعا فوق العاده ای است . باز هم واگذار می کنم به خودتان . ( ای بابا این که همه رو واگذار کرد به ما . پس خودش چی جواب می ده ؟ ) + آیا ما در کتاب های آینده ی هری پاتر با برادر سیریوس بلک ، یعنی ریگالاس ، بیشتر آشنا خواهیم شد ؟ - خوب راستش او مرده است . پس این خودش می تواند یک دلیل خوب برای برای نقش کم رنگش در کتاب های آینده ی هری پاتر باشد .+ اگر ما قرار باشد باز هم سیریوس بلک را ببینیم . او ممکن است به چه صورتی ظاهر شود ؟- واقعا برایم دشوار است که به این سوال پاسخ بدهم زیرا باعث افزایش ترس و اضطراب در وجود خودم می شود . ( یعنی چی ؟ ) + آیا هری درباره ی پیشگویی به نویل لانگ باتم چیزی خواهد گفت ؟- بله او بلاخره باید موضوع پیشگویی را برای نویل توضیح دهد اما او مقداری زمان لازم دارد تا خود را برای گفتن واقعیات به لانگ باتم آماده کند !+ نام کتاب ششم و هفتم را چه خواهید گذاشت ؟- یقینا اسم آن ها هری پاتر و ... خواهد بود . دقیقا مثل ۵ جلد قبلی !!! ( خودمونیم ها این خانوم رولینگ هم خوب می تونه سربسته صحبت کنه ها . )+ آیا هری در سال ششم عاشق دختری می شود ؟ یا او باز هم آن قدر گرفتار است که نمی تواند به این جور مسائل فکر کند ؟- او در سال ششم نیز همچنان گرفتار خواهد بود اما زندگی بدون روابط عاشقانه چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ + آیا شما پس ازهفتمین کتاب ، باز هم کتابی درباره ی زندگی هری پاتردر دوران پس از مدرسه خواهید داشت؟- به احتمال زیاد خیر ، اما هیچگاه نمی گویم مطمئنا خیر .+ آیا شما اطلاعات مربوط به کاراکتر های خاص داستان های هری پاتر را ، مانند شیاطین جنون ، جمع آوری می کنید ؟- بله ، ولی نه به آن صورت که شما فکر می کنید .+ آیا شما دوست دارید ، همان افرادی که تا به حال در نقش های اصلی فیلم های هری پاتر بازی کرده اند ، نقش خود را تا آخرین قسمت ادامه دهند ؟ - مسلما بله . من اقعا دوست دارم . اما نظر من در این مورد اهمیت چندانی ندارد . این دست اندرکاران ساخت مجموعه هستند که باید نظر بدهند .+ آیا شما هم مانند بسیاری از نویسندگان در هنگام نوشتن عادت دارید که ته مداد را بجوید ؟- بله دقیقا درست است . این عاد ت همیشگی من است . + آیا شما باز هم کتاب هایی در زمینه های مختلف جادوگری مانند کوییدیچ در گذر زمان و یا موجودات شگفت انگیز می نویسید ؟- بله قصد دارم در آینده در مورد موضوعات مختلف جادوگری کتاب هایی بنویسم .+ آیا هری پاتر با گودریک گریفیندور نسبتی دارد ؟- بله او جد هری پاتر محسوب می شود .+ آیا باز هم مانند کتاب پنجم ، دنیای موگل ها و جادوگر ها به هم مرتبط می شوند ؟- خیر دیگر این اتفاق نخواهد افتاد . اما شما در کتاب ششم خواهید دید که چقدر توجه موگل ها به مسائل جادویی با بازگشت لرد ولده مورت بیشتر خواهد شد .+ آیا هرمیون گرانجر تنها فرزند خانواده ی گرانجر می باشد ؟- خیر ، او یک خواهر کوچک تر هم دارد . البته زیاد به این مساله در کتاب توجه نشده است .+ آیا این مطلب درست است که هری پاتر در سال ششم دارای جراحات بیشتری نسبت به سال های گذشته می شود ؟- خیر این اصلا درست نیست . من نمی دانم که این شایعات از کجا آمده است ، اما باید بگویم که او در سال ششم باز هم درگیر مسائل خیلی خطرناکی خواهد بود .+ به چه شخصیتی بیشتر علاقه دارید ؟- هرمیون گرانجر و هری پاتر .+ آیا لرد ولدمورت در کالبد موجودی شیطانی به دنیا آمد ؟- خیر هیچ کس این طور به دنیا نمی آید . شما در کتاب ششم اطلاعات بسیار زیادی در مورد تولد لرد ولدمورت به دست خواهید آورد .+ آیا ما می توانیم هر چه را که کلاه سخنگو می گوید باور کنیم ؟- بله مطمئنا او کاملا بی ریا و صادق است .+ اگر شما می توانستید که به دنیای جادوگر ها بروید . چه شغلی را انتخاب می کردید ؟- نویسند گی . خیلی دوست داشتم نویسنده ی کتاب وردهای جادویی می بودم .+ آیا نقش لرد ولدمورت در کتاب ششم بیشتر است ؟- بله ، اما او دوباره کارهای کثیفش را به خادمانش واگذار می کند .+ آیا ما با هم میرتل گریان را می بینیم ؟- مطمئن باشید که من او را به این زودی کنار نمی گذار . راستش را بخواهید خود من هم او را خیلی دوست دارم .+ هری پاتر چطور توانست نقشه ی غارتگر را که برای آخرین بار در دست کروچ بود به دست آورد ؟- من واقعا متاسفم . باید در کتاب پنجم برداشتن نقشه را توسط هری پاتر از دفتر مد آی مودی نشان می دادم . اما فکر کرد خودتان می تونید حدس بزنید .+ اول اسم روفسور تریلانی چیست ؟- پاتریشیا .+ آیا ما در کتاب هایی بعدی ، به علت نهایی پیدایش علامت زخم پیشانی هری پاتر پی خواهیم برد ؟- تمام تلاش من این است که بگوییم اصلا دلیل پیدایش آن علامت ، زخم پیشانی هری پاتر نیست !+ هری الان ، یعنی در تابستان بین سال پنجم و ششم ، نزد خانواده ی دورسلی زندگی می کند ؟- نه تمام تابستان را ، ولی او مجبور است مدت زیادی را در پریوت درایو سپری کند .+ آیا ما در کتاب های بعدی به دلیل زندانی بودن لوسیوس مالفوی ، بیشتر نارسیسا مالفوی را خواهیم دید ؟- بله ، یقینا .+ زمانی که ولدمورت تصمیم گرفت تا هری را بکشد ، چه شد که هر دوی آن ها زنده مانند ؟- واقعا سوال فوق العاده ای است . اگر من بخواهم به این سوال جواب بدهم خیلی از مسائل کتاب بعدی مشخص خواهد شد .+ چه احساسی داشتید وقتی دید ید که اولین رمانتان چاپ شده است ؟- هیجان بیش از حد ، اضطراب و احساسات غیر قابل توصیف دیگر .+ وقتی دادلی دورسلی با دیوانه سازان مواجه شد چه افکاری به ذهنش خطور کرد ؟- سوال جالبی است ، خودتان متوجه خواهید شد !+ آیا قصد دارید دراکو مالفوی را در کتاب های آینده درگیر مسائل خاصی بکنید ؟- بله درست است . من قصد دارم به دلایلی زندگی دراکو مالفوی و مرمیون گرانجر را به هم ارتباط دهم و اگر قرار باشد اما واتسون و تام فلتون به جای هرمیون و دراکو در قسمت های آینده بازی کنند ، واقعا محشر از آب در می آد . البته این نکته را هم بگویم که دخترم تام فلتون را بیشتر از بازیگر های دیگر دوست دارد.+ دخترتان چه کتابی را بیشتر از بقیه دوست دارد ؟- جام آتش .+ برای هرمیون گرانجر و ویکتور کروم در تابستان چه اتفاق هایی خواهد افتاد ؟- بهتر است این سوال را از رون بپرسید . او بهتر از این جور مسائل سر در می آورد . + اگر روزی موگل ها هاگوارتز رو پیدا کنند آن را به شکلی می بینند ؟- به شکل یک بنای مخروبه و درب و داغون که تابلوهای زیادی بر سر در آن نصب شده است و نوشته شده است : خطر مرگ ! نزدیک نشوید !+ کتاب ششم چطور پیش می رود ؟- خوب راستش باید بگویم در حال حاظر خیلی سریع تر پیش می رود . زیرا الان سرم خلوت تر است وقت بیش تری دارم .+ آیا ما باز هم ویکتور کروم را می بینیم ؟- بله یقینا . ولی نه به این زودی ها .+ با شخصیت جینی ویزلی در دو کتاب بعدی چه خواهید کرد ؟- او از هر جهت استوار و فابل اطمینان است . رون مرتبا به او می گوید که هری را به عنوان دوست پسر خود انتخاب کند . ولی او تصمیم دیگری خواهد گرفت ! ( به نظر شما کی ؟؟؟ )+ تا به حال شده که شما یکی از شخصیت های فیلم را انتخاب کنید ؟- بله وقتی کریس کلمبوس کار گرادن بود از من خواست که اگر فردی را مد نظر دارم به او معرفی کنم و من هم رابی کالتران را در نقش هاگرید به او معرفی کردم .+ موجود جادویی مورد علاقه ی شما چیست ؟- مسلما ققنوس .+ کویید یچ را چه طور اختراع کردید ؟- یک روز در هتل بر روی یکی از صند لی ها نشسته بودم که با فریاد ناگهانی یکی از دوستانم ، به عقب برگشتم و این خود دلیلی برای اختراع بلوجرها شد . ( چه بی ربط )+ چارلی ویزلی و پرسی ویزلی چقدر اختلاف سن دارند ؟- چارلی ۲ سال از پرسی بزرگ تر است .+ اگر روزی قرار باشد تا مدت زیادی را با یکی از شخصیت های داستان های هری پاتر سپری کنید ، دوست دارید او چه کسی باشد ؟- دوست دارم او هری پاتر باشد . او را برای صرف شام دعوت می کنم و از او به خاطر تمامی مشکلاتی که برایش درست کرده ام عذر خواهی کنم .+ رون وقتی مدرسه را ترک می کند چکاره می شود ؟- فکر نمی کنید الان برای جواب دادن به این سوال خیلی زود است ؟!+ آیا روموس لوپین اصیل زاده است ؟- نه کاملا .+ آیا رون در تیم کویید یچ گریفیندور باقی خواهد ماند ؟ - او در حال حاضر در تیم گریفیندور بازی می کند اما باز هم باید منتظر بمانیم و ببینیم که کاپیتان چه کسی خواهد شد و آیا او می خواهد که رون در تیم بماند یا خیر ؟+ برای چه نام مدرسه ی هری پاتر را هاگوارتز نهادید ؟- اسامی زیاد ی در آن زمان به ذهنم خطور کرد ، اما خودم هم نمی دانم که چرا این نام را انتخاب کردم .+ اگر شما برای یک روز هری پاتر می شدید چه می کردید ؟- مطمئنا می رفتم و یک جا قایم می شدم . شاید به این خاطر که می دانم چه بلایی در سال های آینده می خواهد بر سر او بیاید . ( مثلا ؟ )+ اگر شما روزی بخواهید کویید یچ بازی کنید دوست دارید چه پستی داشته باشید ؟- خودم دوست دارم جستجو گر باشم ولی مطمئنم که به من چنین پستی نخواهند داد ، زیرا من از لحاظ شخصیتی خیلی شبیه نویل لانگ باتم هستم پس مثلا زیاد نمی تونم در بازی کویید یچ ماهر و موفق باشم .+ چرا دامبلدور به اسنیپ اعتماد دارد ؟- فقط بدین دلیل که او هر چیزی را که اسنیپ گفته ، پذ یرفته است .+ آیا هری مد یر مدرسه ی هاگوارتز خواهد شد ؟- نمی توانم به این سوال پاسخ بدهم . بگذارید زمان این موضوع را مشخص کند .+ آیا شما فکر می کنید که بازیگران شبیه به شخصیت های کتاب انتخاب شده اند ؟- بله کاملا . مثلا وقتی برای اولین بار با اما واتسون صحبت کردم فهمیدم که چقدر شخصیتی شبیه به شخصیت هرمیون گرانجر دارد .+ آیا ولدمورت فرزندی هم دارد ؟- خیر .+ چه مدت است که مشغول کار بر روی قسمت ششم هستید ؟- من ۲ سال است که به طور جدی بر روی کتاب ششم کار می کنم .+ آیا فوج باز هم در سال ششم وزیر سحر و جادو خواهد شد ؟- خیر . در سال ششم فرد دیگری وزیر خواهد شد و من مطمئن هستم که همه ی شما پس از فهمیدن نام او گریه خواهید کرد ! ( نظر شما چیه ؟ کی می تونه باشه ؟ من حد س می زنم آمبریج باشه شما چطور ؟ )+ و در آخر اگر روزی کسی خواست نویسنده بشود به او چه پیشنهادی می کنید ؟- تا جایی که می تواند مطالعه داشته باشد . نوشته هایش را نگه دارید مگر آنکه روزی یقین پیدا کند که دیگر به دردش نمی خورند . در مورد چیزهایی که اطلاعات بیشتری دارد بنویسد و هیچ گاه مایوس و نا امید نشود .اینم از جدید ترین مصاحبه ی خانوم رولینگ . امیدوارم که از مصاحبه و نکات ریزی که خانوم رولینگ فرمودن خوشتون اومده باشه . و اگه نظری در مورد جاهای مبهم صحبت های خانوم رولینگ داشتین ، نظرتونو از ما دریغ نکنین . فعلا بای بای همتون . , , |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:11 توسط milad potter |
|
|
ميلاد پاتر: تازهترین فیلم از مجموعه هری پاتر را میتوان موفقترین فیلم مجموعه تا به امروز دانست. منتقدان آن را بهترین مجموعه میدانند و تماشاگران هم برای دیدنش سر و دست میشکنند! وارنریها باید خیلی نگران تمام شدن این گنج سرشار باشند که آخری را دو قسمت کردهاند!
درباره فیلم: هواداران بیشمار هری پاتر جادوگر جوان و قهرمان خیالی مجموعه فیلمهایی به همین نام، برای تماشای تازهترین فیلم از این مجموعه ساعتها در مقابل سینماها صف کشیدند تا در اکران نیمهشب اولین شب نمایش، از نخستین تماشاگران این فیلم باشند. بلیتهای فیلم «هری پاتر و شاهزاده دورگه» در بیش از 4000 سینمای مختلف در شب اول نمایش نایاب شد و به این ترتیب سری فیلمهای هری پاتر یک بار دیگر رکوردی تازه از نظر بالاترین فروش در گیشه بر جای گذاشت. «هری پاتر و شاهزاده دورگه» درشب اول نمایش در ساعت 12 نیمهشب به روی پرده آمد و بیش از ۲۲ میلیون دلار فروش کرد؛ رکوردی که سال گذشته با فروش 18 میلیون دلاری «شوالیه تاریکی» از سری فیلمهای بتمن به این فیلم که آن هم از محصولات استودیوی برادران وارنر بود، تعلق گرفته بود! استقبال مخاطبان و به خصوص نوجوانان از این فیلم خیلی خوب بوده است و اکثر آنان نیز این فیلم را خیلی بهتر از قسمت قبلی آن یعنی «هری پاتر و محفل ققنوس» میدانند. گویی اقبال مخاطبان از آنجا ناشی شده که در این قسمت، وامداری کارگردان به کتاب بیشتر بوده و دیوید یتس توانسته بیشتر از قسمت قبل رخدادهای شرح داده شده توسط جی. کی. رولینگ را به فیلم برگرداند. دستاندرکاران سینما در هالیوود از هماکنون حدس میزنند که فیلم «هری پاتر و شاهزاده دورگه» بیش از300 میلیون دلار فقط در ایالات متحده و کانادا فروش خواهد داشت. درآمد گیشه در سطح بینالمللی نیز بهمراتب بیش از این خواهد بود. نظرات منتقدان: راجر ایبرت- به نظر میرسد وقایع روایت شده در «هری پاتر و شاهزاده دورگه» در غارهایی زیرزمینی در حال رخ دادن است؛ غارهایی مملو از دریاچه و زورقهایی برای عبور از این دریاچهها! این تصویر بیشباهت به آنچه در «شبح اُپرا» دیده بودیم، نیست! در هنگام تماشای آن فیلم من زودتر از حد تصور غرق در جریان فیلم شده و در دامهای تصویری آن گرفتار شدم ولی هنگام دیدن «شاهزاده دورگه» با احتیاط پیش رفتم و تلاش کردم اشتباه گذشته خود را تکرار نکنم. فراموش نکنید این مسالهای نیست که همه مخاطبان قادر به انجام آن باشند و این همان چیزی است که سببساز بالا رفتن میزان استقبال از قسمت جدید هری پاتر شده است!!! قسمت ششم هری پاتر بسیار عظیمتر از قسمت پیشین آن بوده و ماجراهای اسرارآمیز فیلم نیز بسیار ترسناکتر از قبل روایت شدهاند. در فیلم با هری پاتری روبهروییم که نه تنها خودش در معرض خطراتی جدی که از سوی وولدِمورت هدایت میشوند، قرار دارد بلکه این خطرات همکلاسیهای وی در مدرسه هاگوارتز را هم تهدید میکند. در تمام طول فیلم فاصلهای تهدیدآمیز میان هری پاتر و وولدمورت وجود دارد و باز هم در تمام طول فیلم هری پاتر به دنبال آن است که برای از میان برداشتن این فاصله، روشی را کشف کند. در یکی از نماهای آغازین فیلم هری پاتر را میبینیم که در یکی از کافههای زیرزمینی شهر لندن در حال خواندن یادداشتهایی است که در میان آنها یک جمله بیش از بقیه جلب نظر میکند؛ آن جمله، این است: "آیا هری پاتر برای پیشبرد مقاصدی خاص انتخاب شده است؟!" گذشت زمان فیلم ما را متوجه این موضوع میکند که پاسخ این سوال صد در صد مثبت است چرا که هری پاتر برای از میان برداشتن حقههای وولدمورت انتخاب شده یعنی موجودی که حتی اجزای تشکیلدهنده نام وی نیز تداعیگری پلیدی است؛ مورت در زبان فرانسه به معنای مرگ و نیستی است و وول نیز میتواند به معنای دزدی و سرقت به کار رود! قسمت تازه هری پاتر از نظر روایت داستانی نسبت به قسمت قبلی یک گام به پیش است چرا که سناریست کار توانسته به درستی تعلیق موجود در داستان جی.کی. رولینگ را وارد فیلمنامه کند و همین تعلیق است که در کنار فیلمبرداری درست و همچنین طراحی صحنه دقیق موجبات بالا رفتن کیفیت نهایی فیلم را فراهم آورده است. وسلی موریس- آنچه با عنوان «هری پاتر و شاهزاده دورگه» پیش رو داریم در واقع قسمت ششم از مجموعه فیلم های هری پاتر است و گویی قصد بر آن بوده مخاطبان با دیدن این فیلم برای تماشای قسمت پایانی آن آماده شوند. پروژه پایانی این مجموعه که «هری پاتر و حفره مرگبار» نام گرفته، آن قدر عظیم بوده که تهیهکنندگان تصمیم دارند، آن را در دو قسمت مجزا آماده اکران کنند. البته به نظر میرسد بخشی از این عظمت مربوط باشد به دلارهایی که قرار است با اکران دو قسمت بعدی به گیشه سرازیر شود؛ به هر حال اینکه داستان در دو قسمت تمام شود به مراتب سود بیشتری را نصیب تهیهکنندگان خواهد کرد! داستان «هری پاتر و شاهزاده دورگه» به مانند یک پازل پیچیده است و با گذشت زمان فیلم به تدریج پازلها گشوده میشوند و کلیدهای مختلفی برای باز شدن دربها یافت میشوند اما ضربه اصلی در قسمت پایانی فیلم وارد میآید که در اوج کشمکش داستانی، باز کردن درب نهایی به دو قسمت آینده موکول میشود و این همان چیزی است که سبب ایجاد سرگیجه برای مخاطبان میگردد. در قسمت تازه هری پاتر با یکی دو کاراکتر جذاب روبهروییم؛ یکی از این کاراکترها، شخصیتی است با نام پرفسور هاراکو اسلاگ هورن که توسط جیم برودبنت ایفا میشود. این کاراکتر مجموعهای است توامان از پیچیدگیهای روحی و نقائص جسمی و جیم برودبنت تلاش کرده با تکیه بر نقائص فیزیکی وی راهی برای نمایش احوالات روانی خاص وی پیدا کند. به جز جیم برودبنت و در برخی قسمتها مایکل گامبون در بازی سایر بازیگران و به خصوص بازی دانیل رادکلیف هیچ اثری از تازگی به چشم نمیخورد و شاید بتوانیم بگوییم قسمت تازه هری پاتر از نظر بازیگردانی یک فیلم زیر حد متوسط است اما خوشبختانه داستان سیاه و اسرارآمیز «شاهزاده دورگه» به کمک کارگردان آمده و این بازیهای نهچندان خوب را تحتالشعاع قرار داده است! نکات حاشیهای: -- هواداران هری پاتر از حدود یک هفته پیش از آغاز اکران این فیلم، اخبار مربوط به «هری پاتر و شاهزاده دورگه» را در میان ده مطلب مطرح سایت توییتر قرار داده بودند! -- فیلم تازه هری پاتر تقریبا هم زمان با مخاطبان عام، مورد توجه منتقدین سینمایی نیز قرار گرفته و توانسته در مجموع نمره "خوب" منتقدان را کسب کند. تماشاگران فیلم که غالبا جوان و نوجوان هستند نیز این فیلم را یک فیلم "افسون کننده" خوانده و نمره "عالی" را به آن دادهاند. مشخصات فیلم: هری پاتر و شاهزاده دورگه Harry Potter and the Half-Blood Prince کارگردان: دیوید یِتس فیلمنامه: استیو کلاوز براساس داستانی از جِی.کِی. رولینگ مدیر فیلمبرداری: برونو دلبونل، مایکل بروستر تدوین: مارک دِی طراح صحنه: آلستیر بولاک، مولی هیوز، اسلوان یو رِن، گری تام کینز، هتی استوری، مارتین اسکادلر، مارتین فولی موسیقی: جان ویلیامز، راب هیوستون بازیگران: دانیل رادکلیف، اِما واتسون، روپرت گرینت، تام فِلتون، هلنا بونهام کارتر، دیوید برادلی، روبی کولترین، وارویک دیویس، آلن ریکمن، مگی اسمیت، جیم برودبنت، مایکل گامبون مدت: 153 دقیقه محصول 2009 آمریکا ژانر: علمی، تخیلی، اکشن، حادثهای داستان فیلم: هری پاتر (با بازی دانیل رادکلیف) که هماکنون در سال ششم مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز تحصیل میکند، در حال کشف اسرار کتابی است که به شاهزاده دورگه تعلق دارد. اطلاعات موجود در کتاب و همچنین شرکت هری پاتر در کلاسهای خصوصی رئیس مدرسه جادوگری یعنی دامبلدور ( با بازی مایکل گامبون) هری را با دنیای سیاه و دردناکی که در پشت چهره ظاهری وولدِمورت وجود دارد، آشنا میکند. هری پاتر و دامبلدور درصدد هستند تا به کمک یکدیگر کلید اسرار دفاعی وولدمورت را پیدا کنند و در طی این مسیر دامبلدور از دوست و همکلاسی قدیمی خود پرفسور هاراکو اسلاگ هورن (با بازی جیم برودبنت) نیز کمک میخواهد. در این میان روابطی که میان دانشآموزان مختلف مدرسه هاگوارتز رخ میدهد بر پیچیدگی ماجراها میافزاید... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 14:1 توسط milad potter |
|
|
جدید ترین اخبار از هری پاتر هری پاتر و شاهزاده دو رگه سومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای جهان «هریپاتر و شاهزاده دورگه» به دلایلی یکی از بهترین فیلمهای مجموعه «هریپاتر» است و به دلایل دیگر در سطحی پایینتر قرار دارد. هرچند این فیلم را تحسین میکنم، بعضی از صحنههای آن را استادانه میدانم و بیصبرانه منتظر دو قسمت آخر مجموعه هستم اما آیا احساس نمیکنید ششمین فیلم «هریپاتر» به اندازه فیلمهای قبلی، جادویی و بامزه نیست؟ این جور مواقع از واژه «حس شگفتی» استفاده میشود. یادتان هست وقتی سال 2001 «هریپاتر و سنگ جادو» اکران شد، همه چه شگفتزده شده بودند؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 12:44 توسط milad potter |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:55 توسط milad potter |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 19:53 توسط milad potter |
|
|
هری پاتر دو مقاله درباره کتاب هفتم
بالاخره کتاب 7 هم با تموم نقطه ضعفها و قوتهاش اومد و طرفدارانش رو از یه انتظار کشنده نجات داد. حالا که بالاخره تونستم کتاب 7 رو بخونم، میخواستم در مورد این کتاب 7 نظر بدم. قبل از این که کتاب " هری پاتر و یادگاران مرگ" منتشر بشه، طرفداران هری پاتر نظریههای مختلفی در مورد کتاب داشتند و همه منتظر یه کتاب فوقالعاده و غافلگیر کننده بودند. من که خودم فکر میکردم کتاب 7 باید بهترین کتاب سری هری پاتر باشه. ولی وقتی کتاب رو خوندم، فهمیدم کتاب اونطور هم که من انتظار داشتم نبود. نظر بقیه رو نمیدونم ولی کتاب 7 اون قدرا که فکر میکردم منو راضی نکرد. البته ناگفته نمونه که خیلی از قسمتهای کتاب محشر بود. ولی قسمتهایی هم طوری نوشته شده بود که انگار رولینگ فقط میخواسته کتاب رو سریع جلو ببره و تموم کنه. حتی من فکر میکردم وقتی اسنیپ و هری با هم روبرو بشن و هری بفهمه که اسنیپ طرف دامبلدور بوده، باید یکی از بهترین قسمتهای کتابهای هری پاتر باشه. و همینطور مرگ اسنیپ باید به خاطر فداکاری اون و دفاع از آرمان و هدف دامبلدور باشه، نه اینکه فقط به خاطر طمع ولدومورت و بیهوده بمیره. حتی هری هم بعد از دیدن خاطرات، طوری رفتار کرد که انگار خیانتکار نبودن اسنیپ و عشق اون به لیلی، یه چیز بدیهی بود و تنها چیزی که از اون تعجب کرد، حرف دامبلدور در مورد اینکه هری باید خودشو به ولدمورت تسلیم کنه، بود. به نظر من، مردی که سالها خالصانه عاشق لیلی بود، به سمت دامبلدور برگشت و خودش رو برای کمک به دامبلدور و هری در خطر بزرگی انداخت، به دستور دامبلدور کاری رو کرد که ازش نفرت داشت و با این کار خودش رو پیش محفلیها منفور کرد و حتی در آخرین لحظات عمرش هنوز به فکر انجام آخرین ماموریتش بود، این ارزش رو داشت که قبل از مرگش حداقل به هری وفادار بودنش رو ثابت کنه و بعد در راهی که تو اون قدم گذاشته بود، بمیره. البته کتاب قسمتهای قشنگ زیادی داشت، از جمله مرگ دابی که خیلی قشنگ به تصویر کشیده شده بود و قسمت آخر کتاب که هری با ولدمورت رو در رو حرف میزد و همچنین هورکراکس بودن هری. از اینا که بگذریم، همه فکر میکردیم که کتاب 7، شامل همه ناگفتنیها و کشف تموم رازهاست. اما بعد از خوندن کتاب 7 فهمیدم که داستان هری پاتر، حتی با هفتمین کتاب هم ناقصه. یه چیزایی هست که تو کتاب گفته نشده و نشون میده که احتمال داره کتاب 8 هم نوشته بشه. چیزایی که یادم میاد باید گفته میشد و نشد رو نوشتم. اگه چیزی از قلم افتاده، لطفا شما اون رو کامل کنید. 1- تو کتاب 5، توی وزارتخونه یه دری بود که باز نمیشد و دامبلدور گفت توی اون نیرویی وجود داره که هری تا حد زیادی اونو در اختیار داره. ولی تو کتاب 7 نه در مورد این نیرو حرفی زده شد و نه از اون استفاده شد. 2- مرگ سیریوس مرموز بود. قبل از اینکه سیریوس پشت اون پرده بیفته، هری صداهایی رو از اونجا شنیده بود. همچنین وقتی سیریوس از اونجا پایین افتاد، لوپین حتی نگذاشت هری به اونجا نزدیک بشه و هیچ کدوم از محفلیها از این اتفاق شوکه نشدند که این عجیبه. ولی تا کتاب 7 حتی در مورد جایی که سیریوس در اون افتاد اطلاعاتی به ما داده نشد. 3- اوایل کتاب 6، اسنیپ به بلاتریکس گفت که به اون اطلاعاتی در مورد نحوه کشتن سیریوس داده بود. پس کشتن سیریوس قبل از رفتنش به وزارتخونه، برنامه ریزی شده بود. وگرنه چرا اسنیپ باید در این مورد با بلاتریکس حرف زده باشه؟ و با توجه به اینکه اسنیپ طرف دامبلدور بوده، نمیشه گفت که مرگ سیریوس، یه مرگ عادی بوده. 4- رولینگ در مصاحبهاش گفته بود که هری به نویل در مورد پیشگویی خواهد گفت. ولی تا کتاب 7 این اتفاق نیفتاد. 5- رولینگ ( فکر کنم تو همون مصاحبه ) گفته بود که میخواد به دلایلی بین زندگی هرمیون و دراکو یه ارتباطی ایجاد کنه (جمله دقیقش یادم نیست) که باز هم تو کتاب همچین چیزی نیست. اینها چیزهایی بود که یادم بود و باعث شده که کتاب 7 کامل نباشه و از رولینگ هم بعیده که اینا رو از قلم انداخته باشه ( حداقل سه مورد اول رو). راستی یه چیز دیگه رو هم میخواستم بگم، در مورد دراکو مالفوی. هری فداکارانه دوبار جون اونو نجات داد، با اینکه دراکو میخواست هری رو به ولدمورت بده. ولی دراکو حتی از هری تشکر هم نکرد. ورمتیل که هری جونشو نجات داد، بعد از چهار سال جبران کرد. خوب بود که دراکو هم جایی به هری کمک میکرد. این طور که به نظر میاد رولینگ یه جاهایی از کتاب رو تغییر داده. چون رولینگ از اول میخواست 7 تا کتاب بنویسه. پس مطمئنا طوری برنامهریزی کرده بود که همه چی تو کتاب 7 مشخص بشه. فکر کنم رولینگ میخواسته کتاب 7 رو کوتاهتر کنه و شاید ریتم سریع کتاب به همین خاطره. شایدم میخواسته جا برای نوشتن هری پاتر 8 بذاره. در آخر هم باید بگم که به نظر من هری پاتر و شاهزاده دورگه بهترین کتاب از سری هری پاتر بود. به هر حال ببخشید که مقالهام طولانی شد. ارسال کننده: میلاد پاتر
قهرمان خاموش(حاوی نکاتی در مورد کتاب 7)
خلاصه:در این مقاله به مطالبی پرداخته می شود که ارتباط مستقیم با وقایع کتاب 7 دارد پس اگر کتاب را نخوانده اید از این مقاله نیز دوری کنید. در این مطلب سعی شده علت برخی وقایع و رفتارها در خصوص یکی از شخصیتهای کتاب بررسی و تفسیر شود. همیشه از همان کتاب اول ما درباره شخصیت سوروس اسنیپ با پیچیدگی هاو سوالات بیجواب فراوانی روبرو بودیم. جایگاه او بین طرفداران همیشه از مرد مورد اعتماد دامبلدور تا جاسوسی ریاکار در حال نوسان بود. حتی با پایان کتاب ششم عده ای سر حرف خود ماندند و اصرار کردند که او حتی قتل دامبلدور را نیز به دستور خودش انجام داده بود و خوشا به حال آنان که در پایان کتاب 7 نتیجه وفاداری به اعتقاد خود را دیدند. من جزو دسته دوم بودم. کاملاً متقاعد شده بودم که دامبلدور در مورد اسنیپ اشتباه کرده، همانطور که خودش میگفت : اشتباهات یک پیرمرد! دلیلی بسیار قوی داشتم و آنهام اجرای طلسم نابخشودنی اواداکداورا بود چون طبق گفته بلاتریکس به هری واقعاً باید از ته دل بخواهی آسیب برسانی تا این طلسم ها را اجرا کنی و اسنیپ هم دامبلدور را کشته بود. این تفکر با من در تمام کتاب 7 باقی ماند تا به فصل 32 رسیدم. جایی که اسنیپ در کلبه فریادکش به والدمورت اصرار می کرد که اجازه بدهد شخصاً برود هری پاتر را بیابد. آن موقع حس کردم که قصد او از یافتن هری کمک به اوست و می دانستم اتفاقی بزرگ در حال وقوع است. وقتی اسنیپ در آخرین لحظه زندگی به هری گفت به من نگاه کن نمی توانستم فکر کنم که چشمان هری را به دنبال نشانی از لی لی جستجو می کند بلکه فکر میکردم در آخرین لحظه میخواهد نگاهی دقیق به چهره کسی بیاندازد که اعتقاد دارد دنیا را از وجود لرد سیاه پاک می کند. طی یک فصل اسنیپ از خائنی پست فطرت تبدیل به قهرمانی شد که با یادآوری زندگی پر رنج او چه طی 7 کتاب و چه از طریق خاطرات او به خود تکرار می کنیم او درست به اندازه هری و دامبلدور قهرمان پیروزی خیر بر شر است و دقیقاً مثل آن دو زندگی پر از سختی و اشتباهات کوچک و بزرگ داشته است. حالا حتی تنفر او از هری هم متقاعد کننده است. او با نگاه کردن به هری همیشه در رفتار و صحبتهای او بیشتر نشانی از جیمز میدید، مردی که در نظر او نه تنها مغرور و لافزن بود بلکه بالاتر از همه عشق زندگی او ، دختری که از کودکی دوست داشت، یعنی لیلی را دزدیده بود. حالا این سوال پیش میاد آیا لیلی واقعاً شاگرد ماهری در معجون سازی بود یا او هم، مثل هری از کمکهای سوروس برای پیشرفت در این درس استفاده میکرد و البته مشخص است که در کلاس اسلاگهورن این لیلی بود که به داشتن استعداد معروف بود نه اسنیپ که کتابی پر از کشفیات شخصی وی برای ساختن معجونهای پیچیده به همراه داشت. شکی نیست که اسنیپ مردی شجاع بود، حتی با وجود دلایلش برای بازگشت به دامبلدور. چون طی کتابها همه فهمیدیم که نیروی عشق بالاترین جادوهاست، جادویی که لرد سیاه قدرتمند کاملاً فاقد آن است. این نیرو اسنیپ را برای نجات لیلی به سوی دامبلدور کشاند و حتی سالهای بعد از مرگ لیلی نیز باقی ماند. نیرویی که باعث شد اسنیپ امر خطیر جاسوسی دو جانبه بودن را تا آخرین لحظه حفظ کند و به او این حق کاملاً صحیح را بدهد که وقتی هری او را بعد از قتل دامبلدور بزدل خطاب کرد تا آن حد آشفته و خشمگین شود. اسنیپ هر چه بود، بزدل نبود. کاری که او می کرد کمال شجاعت بود . درماندگی او پیش از قتل بوسیله ناجینی در حالی که خطر مرگ را حس کرده بود و هنوز اطلاعات مهم دامبلدور را به هری منتقل نکرده بود واقعاً آزار دهنده بود. شاید بتوان گفت رنجهای او از گذشته حتی از هری نیز عمیق ترند. کودکی در خانواده ای که مدام در حال جدال بودند، عدم محبوبیت در مدرسه، از دست دادن لیلی به خاطر یک لحظه اشتباه، به خطر انداختن زندگی با رفتن پیش دامبلدور و عدم موفقیت در نجات جون لیلی، تحمل هری به مدت 6 سال با رفتارهایی بسیار مشابه جیمز، کشتن دامبلدور پیش چشمان هری و شنیدن کلمه ترسو از زبان او و نهایتاً مرگی فجیع به دست ماری وحشتناک به خاطر عدم درک صحیح ولدمورت از نحوه عملکرد چوبهای جادو! نکته دیگر این که طی 7 کتاب هیچوقت نمی شنویم اسنیپ، رئیس گروه اسلترین که جایگاه خونهای اصیل است، از کلمه خون فاسد یا گندزاده در هیچ جا استفاده کند. همان یک بار اشتباه چنان درس بزرگی به او داده که در خاطراتش می بینیم به پرتره فینیاس نایجلوس بلک با عصبانیت می گوید از این کلمه استفاده نکند. در اینجا فقط یک مسئله می ماند. حالا که به همه ثابت شد اسنیپ بی گناه است و اعتماد دامبلدور صحیح بوده چرا 6 سال طول کشید تا به او پست مورد علاقه اش یعنی درس دفاع در برابر جادوی سیاه را بدهد؟ به نظرم یک جواب می رسد. دامبلدور به نفرینی که ولدمورت روی این پست قرار داده بود اعتقاد داشت و نمی خواست به این زودی اسنیپ را از دست بدهد پس آن را برای آخرین سال زندگی خود نگه داشت که اگر این نفرین هم اتفاق می افتاد هر دوی آنها تمام و کمال وظایف خود را در مدرسه انجام داده باشند.
ارسال کننده: ميلاد پاتر
www.miladpotter.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 11:20 توسط milad potter |
|
|
دنیل رادکلیف و اما واتسن به ترتیب کاندید دریافت جوایز بهترین هنرپیشگان زن و مرد شدند
این زوج هنری همچنین کاندید جوانترین هنرپیشگان شدندو فیلم چهارم هری پاتر به عنوان بهترین فیلم این مراسم تا 10 جولای و تا 30 روز دیگر ادامه دارد .......................................................................................................................................... ویدیو گیم پاتر یکی از اولین ها برای Wii میشود : توسعه دهنده ویدیو گیم های جهانی کمپانی Electronic Arts، از کارشان بر روی ویدیو گیم هری پاتر اطلاع دادند. دیروز اعلام کردند که در حال فعالیت برای توسعه شش عنوان جدید که در پاییز امسال، برای Nintendo Wii (نوعی از ویدیو گیم های تلویزیونی) است، هستند. این بازی هری پاتر، یکی از اولین هایی است که بطور مخصوص برای سیستم جدید ویدیو گیم ها طراحی شده است. .......................................................................................................................................... رون و هرمیون جزو 50 شخصیت وابسته ی تاریخ شدند مجله ی سرگرمی هفتگی به تازگی فهرست 50 شخصیت وابسته تاریخ را منتشر کرد که در این بین رون و هرمیون از سری داستان های هری پاتر به چشم میخورند . در این فهرست لزومی بر واقعی یا تخیلی بودن شخصیت ها وجود ندارد . 11 . رون ویزلی و هرمیون گرنجر ( وابسته به هری پاتر ) : " وقتی شما یک نوجوان هستید که مدام بوسیله ی یک شیطان صفت که پدر و مادرتان را به قتل رسانده تعقیب می شوید داشتن چنین دوستانی به شما خیلی کمک خواهد کرد . بدون هوش و ذکاوت هرمیون هری هیچوقت نمی دانست که از چه گیاه یا افسونی استفاده کند . رون ویزلی ؟! خب او و خانواده اش به هری چیزی را بخشیدند که همیشه به آن نیاز داشت : خانواده . همچنین به نظر میرسد که رون و هرمیون سر آخر به هم خواهند رسید البته اگر از دست رولینگ نجات پیدا کنند ! " .......................................................................................................................................... هری نمیمیره توی کتاب ۷ قابل توجه : بحث در مورد اينكه "آيا در كتاب 7 هري خواهد مرد يا نه" همچنان ادامه دارد. پروفسور جیمز کراسنر استاد ادبيات انگليسي دانشگاه ایالتی نیو هامپشیر (New Hampshire) اظهار داشت که امكان ندارد هری پاتر در کتاب هفت بميرد. این استاد دانشگاه افزود: دليل اصلي من براي اينكه هري نخواهد مرد اين است كه رمان هري پاتر مثل رمان های چارلز دیکنز، داستاني براي سرگرمي هست و از سبک رمانهای انگلیسی قرن نوزده پیروی میکند كه خوبي بايد در آن پيروز شود. وي در ادامه به مقايسه سبك نوشتاري رولينگ و ديكنز پرداخته و در نهايت عنوان كرده است: لرد ولدمورت نيز بايد بميرد. اسنيپ كه برخلاف ظاهرش، تمام تلاشش را براي پيروزي خوبي انجام ميدهد نيز خواهد مرد. به نظر من نويل لانگ باتم منجي واقعي ميباشد و او نيز خواهد مرد. .......................................................................................................................................... ترانه مرگ این هم ترانه مرگ که توسط ولدمورت.آی آر ساخته شده و به هیچ سایت دیگری مربوط نیست و البته زیباست و یک خبر خوب که ترانه مرگ ۳ هم در راه است که اون از همه بهتره و برای اینکه خیلی از من سوال میشه این ترانه مرگ رو نمی تونیم دانلود کنیم این هم لینک دانلود مستقیمش که دیگه مشکلی نداسته باشید با آرزوی موفقیت برای ولدمورت! .......................................................................................................................................... رون و کنسرت چه شود!!! روپرت گرینت بازیگر نقش رون ویزلی در سری فیلم های هری پاتر در کنسرت بسیار پر طرفدار George Benson که به صورت زنده در پرتغال برگزار شد عکس های زیبای این کنسرت عکس ۱ عکس ۲ عکس ۳ ........................................................................................................................................... برنده شوید تا رولینگ را ببینید! هاپانا ۸ بلیط برای دیدن جی کی رولینگ و استفان کینگ و جان اورینگ و میهمانان مخصوص بانی موسسه ی خیریه رولینگ درباره ی کتاب صحبت میکند و به سوالات پاسخ میدهد این اولین بار است که این کار را از او میبینیم و لازم به ذکر است که این مصاحبه در Radio City Music Hall برگزار میشود ......................................................................................................................................... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:28 توسط milad potter |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:38 توسط milad potter |
|
|
دانلود فیلم هری هری پاتر وسنگ جادو
دانلود فیلم هری هری پاتر و تالار اسرار دانلود فیلم هری هری پاتر و زندانی آزکابان دانلود فیلم هری هری پاتر و جام آتش دانلود فیلم هری هری پاتر و محفل ققنوس
استفاده کنید ::. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:26 توسط milad potter |
|
ترجمه قسمت بیوگرافی سایت دنیل رادکلیفاسم کامل: دنيل جاکوب رادکليف (جاکوب به معني يعقوب؛ نبي قوم يهود-پدر زن حضرت موسي- و منسوب به يهود ميشه، دنيل هم به معني قضاوت خدا و نام يکي از پيامبران بني اسرائيل بوده_ دوشيزه اونيس مک برايد) اسم مستعار: فقط دن... تاريخ تولد: 23 ژوئيه 1989 محل تولد: انگلستان، لندن(فولهام) علامت نجومي(ماه تولد): نقطه ي اتصال برج سرطان و اسد(خرچنگ و شير) علامت برجي چيني: مار رنگ مو: قهوه اي رنگ چشم: خاکستري/آبي بلندي قد: در حال حاضر 5/5 فوت( 1/65 سانتيمتر) - بله هنوز در 26 سپتامبر سال 2005 هستيم، ديگه نپرسين! حيوانات خانگي: دو تا سگ شکاري- بينکا و ناگت(ناگت=مرواريد) مدرسه: وقتي بر سر فيلمبرداري نيست در يک مدرسه ي خصوصي پسران در لندن حضور داره کشورهايي که ديده: آمريکا- استراليا- فرانسه- اسپانيا- ايتاليا- سوئد- هلند- ژاپن- چين- ايرلند شمالي- پاناما- ترکيه- اسکاتلند و آفريقاي جنوبي نظر دن راجع به زندگي در لندن: لندن هميشه شلوغه. جايي که شما هيچوقت از بودن درش خسته نميشيد و هميشه کاري واسه انجام دادن هست خصوصيات مشترک دن و هري: باوفا، کنجکاو و هر دوي ما هميشه توي دردسر ميوفتيم آلت موسيقي: گيتار باس. دن ميگه: گري اولدمن-سيريوس بلک(کسي که خودش هم گيتار باس مي زنه) به من چند تا آهنگ جديد ياد داده که خيلي جالب هستن تکه کلام: amazing (شگفت انگيز) cool (باحاله) آخرين برگزيده ها/ دوست داشتني ها/ چيزهاي ارجح: سرگرمي: نويسندگي، دويدن، فيلم ديدن، موسيقي، مطالعه، پلي استيشن، ياد گرفتن جادو( اون درسهاي جادويي رو توسط تردست بريتانيايي پائول کيوه ياد ميگيره) موزيک هاي مورد علاقه: دن يکي از بزرگترين طرفدارانه موسيقيه( بيشتر guitar rock) و ليست زير شامل چند تا از مهم ترين و جديدترين اونها ميشه: The Strokes, The Libertines, The Pixies, Sex Pistols, Iggy Pop, The Futureheads, Red Hot Chili Peppers, The Killers, The Distillers, Audioslave, Nirvana, The Zutons, The Cribs, Stereophonics, British Sea Power, Rolling Stones, Modest Mouse, The Stranglers, The Undertones, David Bowie, ColdPlay, Deftones, Blur, The Music, Muse, Zwan, The Clash, Sufjan Stevens, Hard-Fi, Editors, and Dogs کتاب هري پاتر: هري پاتر و زنداني آزکابان فيلمنامه هري پاتر: هري پاتر و جام آتش شخصيت مورد علاقه در هري پاتر: هاگريد و ويزلي ها صحنه ي مورد علاقه: 1)لرزيدن اتاق(هري پاتر و زنداني آزکابان) ------ 2)صفحه شطرنج 3)آخرين تالار 4) گرفتار شدن در تله ي شيطان( هري پاتر و سنگ جادو) کلمه: ولدمورت توانايي جادوئي مورد علاقه: نامرئي شدن فيلمهاي مورد علاقه: 12Angry Men, What's Eating Gilbert Grape, Bowling for Columbine, LA Confidential, The Usual Suspects , LostTranslation, Fear And Loathing In Las Vegas, Crash نمايش تلويزيوني: The Simpsons نمايش تلويزيوني کلاسيک: Dad's Army, Yes Minister - آرمي ِ بابا، بله جناب وزير نويسنده: Iain Banks کتابها: The Power and the Glory by Graham Green, Three Men in a Boat by Jerome K Jerome, In Watermelon Sugar by Richard Brautigan, Germinal by Emile Zola, and The War of Don Emmanuels Nether Parts by Louis De Bernieres. بازي ويديوئي: سيمپسونز (Road Rage) و بازيهاي ورزشي وسيله سرگرمي(خرده ريز): iPOD تيم فوتبال: باشگاه فولهام انگلستان تيم هاکي: Phoenix Coyotes شيريني: مارس بار دسر: بستني وانيلي با سس شکلات نوشيدني: کوک رژيمي ( Diet Coke ) صبحانه: نان تست با يه عالم شکلات پخش شده روش غذا: ماهي ميان وعده: Nut Cheerios عسلي يا يه ليوان شير به همراه بيسکوئيت Jammy Dodgers چاشني بستني: Phish Food, Caramel Chew Chew حيوان: گرگ ماشين: کاديلاک قرمز( مثل The Great Red Shark در فيلم Fear And Loathing In Las Vegas ) رنگ: آبي و زرد تعطيلات: کريسمس فصل: تابستان شماره: 9 درس مورد علاقه در مدرسه: انگليسي کشور: آمريکا هنرپيشه زن: Scarlett Johansson, Nicole Kidman, Julia Roberts, Kate Winslet, Catherine Zeta-Jones, Kate Hudson, Renee Zellweger, Jodie Foster, Kirsten Dunst, Natalie Portman, and Cameron Diaz هنرپيشه مرد: Tom Hanks, Ben Stiller, Jude Law, Ed Harris, Robert DeNiro, Jake Gyllenhaal, Cary Grant and Peter Sellars الگو: Gary Oldman قهرمان برتر: مرد عنکبوتي( Spider-Man ) بريتني يا کريستينا؟ : کريستينا چيزهاي مورد تنفر: غذا: Junk food ، کيک( خوب، بله، ممکنه بعضي وقتها يه تيکه بخوره...) درس: رياضي و فرانسه کارهاي روزمره ي طاقت فرسا: اون هنوز خودش تختشو مرتب ميکنه و اتاقشو تميز ميکنه ... هاهاها آزردن حيوانات: رئيس مآبانه برخورد کردن با آنها |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:18 توسط milad potter |
|
|
هری پاتر و سنگ کیمیا/جادوگر (سنگ جادو)
طرح جلد انگلیسی کودکان داستان هری پاتر و سنگ جادو
در این داستان که اولین داستان هری پاتر است شخصیتها معرفی شده و در عین معرفی اولیه تخیل، داستانی آهنگین و جذاب نقش شدهاست.
هری پاتر در این داستان وارد دنیای دیگری شده و با افراد جدید دوست میشود که این مقدمه داستانهای بعدی را شکل میدهد.
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
همانطور که گفته شد این کتاب داستانی آهنگین و جذاب دارد. در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشته است، در نتیجه ولدمور از بین رفته و فقط یک زخم صاعقه مانند بر پیشانی هری گذاشتهاست.
هری در این داستان با رون ویزلی و هرمیون گرنجر دوست میشود و ماجراهایی را در پی میگیرد . او میفهمد که سنگ جادو که یک وسیله جاودانه شدن است و عمر جاودانه میبخشد در هاگوارتز، مدرسه جادوگری هری پاتر مخفی شدهاست . او به معلم درس معجونها شک میکند که دنبال آن سنگ است و شبی بالاخره با کمک دوستانش از بزرگترین سدهای دفاعی جادویی جهان رد شده و به سنگ جادو میرسد. اما در کمال تعجب میفهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمدهاست. آنها نبرد کوچکی میکنند و سر انجام ولدمورت نابود میشود.
هری در پایان میفهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته اینست که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست دادهاست. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد!
پایان خطر لوثشدن
[ویرایش] هری پاتر و تالار اسرار (حفره ی اسرارآمیز)
طرح جلد انگلیسی کودکان هری پاتر و تالار اسرار ، ماشین پرنده.
هری پاتر و تالار اسرار به غیر از لذت داستانی هیجانی زیبا و ترسهای غیر منتظره میآفریند.
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
داستان از جایی آغاز میشود که هری پاتر سال اول تحصیلی خود را در مدرسه جادوگری هاگوارتز پشت سر گذارده و در تابستان به سر میبرد. او جنی خانگی را میبیند که به او هشدار میدهد که این سال را به مدرسه نرود. بعد از آن با سه نفر از دوستانش که با ماشینی پرنده به دنبالش آمدهاند از دست خاله و شوهر خاله بد خلقش فرار میکند و به خانه دوستش میرود.
بعد از اینکه وارد سال تحصیلی میشود اتفاقات عجیبی میافتد، گربه سرایدار با طلسمي خطرناك بيهوش مي شود و با خون نوشتههایی بر دیوارها حک میشود مبنی بر آن که: تالار اسرار گشوده شدهاست.
بعد از آن به چند نفر حمله میشود و همه به هری پاتر شک میکنند. کسانی که مورد حمله قرار میگیرند خشک میشوند و در این میان با گره گشاییهای گسترده، هری میفهمد که تالار اسرار کجاست و موجودی که این حملات را انجام میدهد یک مار غول پیکر است، در این میان او میفهمد که نا خواسته زبان مارها را میداند. در همان موقع جینی، خواهر رون که بهترین دوست هری است، به تالار اسرار برده میشود و هری و رون، وارد تالار اسرار شده و جینی را نجات میدهند. در پایان مشخص میشود که حملات از طریق دفتر خاطراتی که ولدمورت(تام ریدل) در نوجوانی نوشته انجام میشده است!
پایان خطر لوثشدن
[ویرایش] مایه داستان
این داستان جزء جذاب ترین و پر خواننده ترین داستانهای جی کی رولینگ است که مایه هیجان و ترس بر آن قالب است، مایه اصلی داستانی رمز گونه و رمز گشایی گرانهاست و عناصر معمول و نامعمول به طور واضحی با هم مطابقت دارند. در کل از نظر جذابیت، ادبی، هنری و نوشتاری این داستان یکی از شاهکارهای نویسنده میباشد.[نیازمند منبع]
[ویرایش] هری پاتر و زندانی آزکابان
طرح جلد انگلیسی کودکان هری پاتر و زندانی آزکابان.
هری پاتر و زندانی آزکابان جزء غیر قابل پیش بینی ترین داستانهای رولینگ است که در حالی که با وحشت شروع میشود داستانی هیجانی را دنبال میکند و سرانجام با مایهای از عشق به پایان میرسد.
[ویرایش] متن عنوان
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
بعد از اینکه عمه مارج وارد خانه خاله هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا میکند و هری نا خواسته باعث اتفاق نا خوش آیندی میشود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا میرود.
هری از خانه فرار میکند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو میشود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او سر انجام میفهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش را به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمیفرستد تا بتواند در مدرسه هاگوارتز در امان باشد!
هری در سالی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حمله سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص میشود که سیریوس بلک پدر خوانده اوست و دوست صمیمی پدرش و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیرپتی گرو بوده که خودش را به شکل موشی در آورده بوده و از قضا موش خانگی رون ویزلی بهترین دوست هری بودهاست. اما درست وقتی که همه چیز درست میشود و سیریوس موش را به شکل عادی برمیگرداند و همه به اینکه به وسیله او بی گناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار میشوند همه چیز نقش بر آب شده و پیر پتی گرو فرار میکند. بعد از اینکه سیریوس دوباره زندانی میشود هری و هرمیون گرنجر ، دوست صمیمی او، به گذشته بازگشته و سیریوس را نجات میدهند و او را فراری میدهند . همچنین هری با موجوداتی به نام دیوانهساز مبارزه میکند. در نهایت سیریوس بلک فرار کرده و هری به مدرسه باز میگردد.
پایان خطر لوثشدن
[ویرایش] دیالوگها
یکی از خواص جالب توجه این داستان اینست که بر خلاف همه داستانهای دیگر هری پاتر دیالوگها نقشی اساسی در آن دارند ، زیرا بیشتر از آنکه داستانی هیجان آور باشد داستانی است با افشای رازهای گوناگون ![نیازمند منبع]
طرح جلد انگلیسی کودکان داستان هری پاتر و جام آتش.
[ویرایش] هری پاتر و جام آتش
هری پاتر و جام آتش شروع یک سری داستانی مجزا اما مربوط است. تا به این جا داستانهای هری پاتر مجزا و جدا از هم بوده و هر کدام به تنهایی قابل فهم بودهاند، اما از این داستان یک سیر پیوسته داستانی شروع میشود که همه داستانها کاملاً با هم در ارتباطند و اسکلت کلی اینگونهاست که لرد ولدمور به بدن فیزیکی خویش باز میگردد و جدالهایی را با هری در پی دارد که سیر صعودی این داستانها تا پایان هفتمین داستان بر این اساس است.
در این داستان هیجان نقش اول را دارد، بر خلاف داستان اول هری پاتر داستانی آهنگین و قابل پیش بینی نیست، مانند داستان دوم وحشت نقش اصلی را در آن بازی نمیکند و بر خلاف داستان سوم دیالوگها تقریباً هیچ نقشی در آن ندارند اما، این داستان هیجان را به همراه میآورد و هری پاتر را بسیار قوی تر از آنچه بود نشان میدهد. در واقع جی کی رولینگ قصد دارد بزرگ شدن هری پاتر را به نمایش بکشد.[نیازمند منبع]
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
داستان با روایتی شروع میشود از گذشتهٔ لرد ولدمورت و بعد داستانی دیگر که ولدمورت فرد غیر جادوگری را میکشد و در مورد کشتن هری پاتر صحبت میکند و بعد معلوم میشود که این روایت در واقع خوابی بوده که هری میدیده! هری به پدر خوانده خود یعنی سیریوس بلک نامه مینویسد و جریان را میگوید. بعد از آن با خانواده دوستش رون ویزلی به دیدن مسابقه فینال جام جهانی کوییدیچ میرود.
وقتی وارد مدرسه میشود میفهمد که مسابقات دورهای سه جادوگر که بین سه مدرسه هاگوارتز، بوباتون و دورمشترانگ (دارمسترانگ) ، انجام میشود ، آن سال در هاگواترز برگزار خواهد شد! شرکت در مسابقه شرط سنی هفده سال دارد و هری نمیتواند شرکت کند. هر کس قصد شرکت در مسابقه دارد، باید نام خود و مدرسه اش را روی کاغذی نوشته و داخل جام آتش بیاندازد!
روز انتخاب شرکت کنندگان، جام آتش نام سه نفر را از سه مدرسه به بیرون پرت میکند و این نشانه این است که آن سه نفر برای مسابقه انتخاب شدهاست، اما ناگهان نام هری نیز از جام بیرون میآید و همه با او دشمنی پیدا میکنند، حتی بهترین دوستش : رون!
هری مجبور به شرکت در مسابقه میشود و در مرحله اول با اژدها روبرو میشود، در مرحله دوم ضمن اینکه در دریا رفته و دوستش را از چنگ موجودات دریایی نجات میدهد خواهر یکی از شرکت کنندگان را نیز نجات میدهد و این باعث میشود که امتیازاتش بالا برود. مرحله سوم هزارتویی است که باید به مرکز آن رسید. هری موفق میشود به همراه شرکت کننده دیگر هاگوارتز، سدریک دیگوری ، به جام برسند، اما وقتی آن دو جام را لمس میکنند به مکان دیگری منتقل شده و فرود میآیند.
در آنجا هری شاهد بازگشتن ولدمورت به بدن فیزیکیش است و سدریک نیز کشته میشود. هری و ولدمورت با هم دوئل میکنند و هری موفق به فرار میشود و به هاگوارتز باز میگردد !
وقتی باز میگردد و همه در فکر مرگ سدریک هستند، معلم درس دفاع در برابر جادوی سیاه او را به دفترش میبرد و برایش میگوید که او معلم این درس یعنی مودی چشم باباقوری نیست، بلکه مرگ خواری است که خود را به شکل مودی در آورده، او نام هری را داخل جام آتش انداخته و او بوده که غیر مستقیم کمک میکرده تا هری در مسابقه سه جادوگر پیروز شود. اما قرار بوده که هری به دست ولدمورت کشته شود ولی هری موفق به فرار شده و به همین دلیل مودی قلابی قصد کشتنش را میکند. اما همان موقع مدیر مدرسه میرسد و همه چیز به خوبی و خوشی به پایان میرسد!
پایان خطر لوثشدن
[ویرایش] هری پاتر و محفل ققنوس
این داستان نیز بیشتر هیجان و در آخر کمی رازگشایی دارد، هری پاتر و محفل ققنوس یک داستان پیوند زنندهاست که بیشتر قصد دارد قضایای داستان جام آتش را به داستان بعدی یعنی پرنس نیمه اصیل پیوند بزند.[نیازمند منبع]
طرح جلد برزیلی هری پاتر و محفل ققنوس
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
هری پاتر تابستان سختی را پشت سر گذاشتهاست، او از لرد ولدمورت و کارهای اخیرش کاملاً بی خبر بودهاست. روزی که او با پسر خاله غیر جادوگرش دعوا میکند دیوانهسازها که نگهبانان زندان آزکابان هستند پیدا میشوند و به آنها حمله میکنند و هری آنها را با جادو فراری میدهد.
اما هری به دلیل اینکه قبل ۱۷ سالگی از جادو استفاده کرده توسط وزارت سحر و جادو به دادگاه احضار میشود. او سرانجام تبرئه شده وبه مدرسه میرود. معلم جدیدی امسال به مدرسه آمده که بسیار سختگیر است.
کل داستان به این مشغول است که تشکیلاتی سری به نام محفل ققنوس تشکیل شده که بر ضد لرد ولدمورت کار میکند، مدیریت محفل ققنوس را آلبوس دامبلدور بر عهده دارد. دیگر جوانب داستان مبارزه غیر مستقیم هری پاتر و وزارت سحر و جادو را نشان میدهد زیرا وزارت سحر و جادو بازگشت ولدمورت را انکار میکند و مقالاتی ضد هری پاتر و آلبوس دامبلدور در روزنامهها به چاپ میرساند.
هری خوابهایی میبیند که همه به واقعیت تبدیل میشود. او در واقع با ذهن ولدمورت در ارتباط است و احساسات او را درک میکند و زمانهایی که خواب است تمام اتفاقاتی را که او انجام می دهد و یا میبیند از چشم خود ولدمورت شاهد است.
سر انجام او خوابی میبیند که سیریوس بلک پدر خوانده اش اسیر ولدمورت است و به همین دلیل به مکانی که در خواب دیده، که جایی در وزارت سحر و جادو است، میرود. دوستانش هم با او میآیند اما مشخص میشود که ولدمورت او را فریب داده تا او به وزارت سحرو جادو بیاید و گویی که پیشگویی هری و ولدمورت در آن نوشته شده را بیابد. هری اسیر مرگخواران میشود و پس از کمی مبارزه اعضای محفل ققنوس فرا میرسند.
سر انجام گوی پیشگویی میشکند و کسی پیشگویی را نمیفهمد ... دامبلدور با ولدمورت مبارزه میکند و هری به هاگوارتز باز میگردد.
هری با دامبلدور صحبت میکند و محتوای پیشگویی را میفهمد. پیشگویی از این قرار است که: کسی که میتواند ولدمورت راشکست دهد در پایان ماه ژوئیه به دنیا آمده و نشانی مخصوص دارد. او و ولدمورت با حضور هم نمیتوانند زندگی کنند.
هری به خانه میرود تا در آرامش با این مسئله بزرگ کنار بیاید که تنها کسی که میتواند بزرگترین جادوگر سیاه هزاره اخیر را از بین ببرد خود اوست.
طرح جلد آمریکایی هری پاتر و شاهزاده دورگه.
پایان خطر لوثشدن
[ویرایش] هری پاتر و پرنس نیمه اصیل (شاهزاده ی دورگه)
این داستان داستانی است که سرنوشت داستان هفتم را مشخص میکند. این داستان بیشتر افشای راز است اما مایهای از هیجان را نیز در خود دارد.
[ویرایش] خلاصه داستان
خطر لوثشدن: هشدار! آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
در ابتدای این داستان هری در حالی که راز زنده ماندن خود را فهمیده بود و مسئولیت سنگینی را متقبل شده بود، در اتاق خود در خانه ی دورسلی منتظر دامبلدور نشسته است. درطول داستان نیز هری به لطف پورفسور اسلاگهورن به راز زنده ماندن ولدمورت پی می برد یعنی از وجود جان پیچ های او باخبر می شود. وی در این داستان به صورت اتفاقی کتابی درسی مربوط به معجون سازی را پیدا می کند که حاوی مطالب جالبی است وبرطبق نوشته های درونش،مطعلق به فردی به نام شاهزاده دورگه می باشد.این کتاب به او کمک زیادی می کند و صد البته موجب ناراحتی هرمیون،شاگرد اول کلاس نیز می شود. در انتهای داستان دامبلدور می میمرد و هری متوجه می شود که کتاب متعلق به اسنیپ است.
[ویرایش] هری پاتر و یادگاران مرگ
نوشتار اصلی: هری پاتر و یادگاران مرگ
کتاب هفتم هری پاتر که به تازگی منتشر شده کتابی است که سرنوشت هری پاتر و دیگر شخصیتهای داستان را مشخص میکند.تقریباً نیمی از طرفداران ایرانی هری پاتر کتابی را به عنوان هری پاتر هفت به قلم خود نوشتهاند. مسئله اصلی داستان هری پاتر هفت پیدا کردن جان پیچ های باقی مانده و در نهایت نبرد نهایی با ولدمور است.هری پاتر در این کتاب متوجه می شود که 3 چیز به اسم یادگاران مرگ وجود دارد که صاحب آن ها ارباب مرگ می شود و تصمیم می گیرد به دنبال آن ها نیز برود.در این کتاب با گذشته ی دامبلدور نیز بیشتر آشنا می شویم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 20:54 توسط milad potter |
|
|
تام ریدل
نام مادر : مروپ گانت ؛ نام پدر بزرگش : مارلو گانت
نام داییش : مورفین گانت ؛ جد بزرگش : سالازار اسلیترین
نا پدر : تام ریدل پدر (وی یک ماگل بود)
تام پدرش را در 14 سالگی به قتل رساند و در 17 سالگی بخاطر
انگشتر سالازار اسلیترین به قتل رساند.
«تمام»
عنوان کار برد آل ها مورا .......................................................... باز کردن درب اکسپکتو پاترمنام................................................... سپر مدافع اکسپلی آرموس........................... خلع سلاح کردن فرد مقابل آوادا کداورا............................................................ طلسم مرگ کروثیو............................................................ شکنجه فرد مقابل آنگو گیو ............................................................امر مطلق وینگاردیو لوییوسا...................................... تکان دادن اجسام مفلیاتو......................................... وزوز کردن گوش فرد مقابل ماکسیمان................................. ایجاد نور در نوک چوب جادو سکتوم سمپا.................................. ایجاد شکاف در بدن فرد مقابل ریدکتو ....................................................... انفجار فرد مقابل له جه می منس............................................... ذهن خوانی امپدیمنتا......................................... میخکوب شدن فرد مقابل مورس مودا.............................ایجاد علامت لرد سیاه لیو کورپس............................................خشک کردن فرد مقابل انکارسروس...................................طناب پیچ کردن فرد مقابل استو پفای................................................پرت کردن فرد مقابل نوکوس................................................خاموش کردن نورچوب جادو مپریوس...............................................محافظ شیشه ی عینک ریدریکلوس..........................................................طلسم مضحک سرپن سورتیا......................................بیرون آمدن مار ازچوب دستی ترانتا لگرا........................................پا ها خود به خود می دوند ریکتو سمپرا..................................................................خنده آور پتری فیکوس توتالوس......................خشک شدن فرد مقابل اُکیلوس ریپیران .........................پاک کردن شیشه ی عینک اینسندیو..................................................................آتش می زند کون فون دوس......................................................طلسم کیجی آگوا منتی..........................................آب می پاشد دیفندو.................................جدا کننده دو چیزازهم پرّتگو........................................................................... ضد طلسم اِپیسکی .....................................................................ترمیم بینی دلتریوس................................................... غیب کردن نشانه ها آویس....................................................................... پرنده ی آبی کلو پورتس...................................................... مُهر و موم کردن فلگریت.................................................ایجا د علامت روی اشیا ریپارو.....................................................سر و هم کردن اجسام سی لنسیو..................................................لال شدن فرد مقابل اونسکو................................................................غیب کردن اشیا اسکر جیفای..................................................تمیز کردن وسایل فرولاند...............................................................باند پیچی کردن دی سندیوم....................................................پرتاب کردن اشیا
Daniel Radcliff بيوگرافی دانيل رادکليف ، محبوبترين جادوگر قرن · نام کامل او دنیل جاکوب رادکلیف است. · متولد 23 جولای 1989 است. · محل تولد فولهام لندن است . · حرفه ی اصلی او بازیگری است . · از طرفداران داستان های هری پاتر است . · از همه بیشتر از کارکتر هاگرید خوشش می آید . · کتاب مورد علاقه اش هری پاتر و زندانی آزکابان است . · وی عاشق ماشین های لامبورگینی است . · از طرفداران دو آتیشه باشگاه فولهام است . · از رنگ های زرد ، و مخصوصاً از سبز خوشش می آید . · پر عکس ترین آدم در اینترنت است . · شاگرد متوسط کلاس است . · تنها فرزند خانواده است . · عاشق شلوار های جین و کت و شلوار است . · از آدامس جویدن خوشش می آید . · لباس هایش را خودش انتخاب می کند . · در مواقع بیکاری ارگ یا گیتار می زند . · عادت دارد هنگام مطالعه آهنگ گوش می دهد . · محبوب ترین چهره در انگلیس است . · کمترین دستمزد آن 000/10 وبیشترین دستمزد آن 000/500/2 است . · پلی استیشن را دوست دارد . · می تواند شانه اش را در 360 درجه بچرخاند .
پايان
فروش کتاب های هری پاتر : · هری پاتر و سنگ جادو :17 ميليون نسخه · هری پاتر و تالار اسرار : 5/14 ميليون نسخه · هری پاتر و زندانی آزکابان : 8/12 ميليون نسخه · هری پاتر و جام آتش : 3/12 ميليون نسخه · هری پاتر و محفل ققنوس : 7/13 ميليون نسخه · هری پاتر و شاهزاده دو رگه: 14 ميليون نسخه
هری پاتر و سنگ جادو (۱) : کارگردان: کریس کلمبوس نویسنده فیلمنامه: استیو نولز بازیگران: دنیل ردکلیف، روپرت گرینت و اما واتسون تهیه کننده: دیوید هایمن پخش: برادران وارنر تاریخ اکران: ۱۶ نوامبر ۲۰۰۱ زمان: ۱۵۲ دقیقه بودجه: ۱۳۰ میلیون دلار هری پاتر جوان در یازدهمین سالروز تولدش در می یابد که او متعلق به دنیای جادو و جادوگران است و این همه ی زندگیش نیست، پس عازم هاگوارتز می شود و در اولین سال حضورش در این مدرسه جادوگری با دو تن از بهترین دوستانش رونالد ویزلی که در شطرنج جادویی مهارت دارد و هرماینی گرینجر،دختری که هیچکدام از والدینش جادوگر نبودند آشنا می شود.هری به آموختن بازی کوییدیچ می پردازد و با جادو هایی که یاد می گیرد رودر روی معلم جادوی سیاه قرار می گیرد، معلمی که قصد نابودی او را دارد ... هری پاتر و تالار اسرار (۲) : کارگردان: کریس کلمبوس نویسنده فیلمنامه: استیو نولز بازیگران: دنیل ردکلیف،روپرت گرینت و اما واتسون تهیه کننده: دیوید هایمن پخش: برادران وارنر تاریخ اکران: ۱۵ نوامبر ۲۰۰۲ زمان: ۱۶۱ دقیقه بودجه: ۱۰۰ میلیون دلار ماجرا های هری پاتر همچنان ادامه دارد، او دومین سال حضورش در مدرسه جادوگری هاگوارتز را پشت سر می گذارد، اما توسط یک مخلوق اسرار آمیز متوجه خطر هایی می شود که در مدرسه در کمین او نشسته است.او صدا هایی را از لای دیوار ها می شنود و به زودی به عجایب تازه ای می رسد.اتفاقات وحشتناکی در هاگوارتز شروع به رخ دادن می کند و تنها هری پاتر نیست که در آستانه خطر قرار گرفته.کتابچه خاطرات ولدمورت شیطان صفت گشوده می شود و ... هری پاتر و زندانی آزکابان (۳) : کارگردان: آلفونسو کائرون نویسنده فیلمنامه: استیو نولز بازیگران: دنیل ردکلیف،روپرت گرینت و اما واتسون تهیه کننده: مارک ردکلیف، دیوید هایمن و کریس کلومبوس پخش برادران وارنر تاریخ اکران: ۴ ژوئن ۲۰۰۴ زمان: ۱۴۱ دقیقه بودجه: ۱۳۰ میلیون دلار زندگی هری همچنان دستخوش حوادث ناگوار و مرگ بار است و حتی این بار از همیشه خطرناک تر.یک قاتل به نام سیریوس بلک از زندان آزکابان گریخته و گویا به دنبال آن است تا آن چه اربابش سیزده سال قبل از او خواسته را به اتمام برساند و آن کشتن هری پاتر است.از سوی دیگر طبق پیشگویی های هری، آزکابان صد ها موجود مخوف را برای محاصره هاگوارتز خواهد فرستاد.آیا آن ها به یک کمک و امداد غیبی بدل می شوند یا خود مشکل عظیم تری خواهند شد ؟
نام كامل : اما چارلوت دئوري واتسون تاريخ تولد : 15 آپريل 1990 محل تولد : آكسفوردشاير - انگليس رنگ چشم : قهوه اي اسم مستعار : EM مادر : جاكولين پدر : چريس برادر : الكس شناخته شده : با بازي در نقش هرميون گرينجر در فيلم هري پاتر حيوان خانگي : دو گربه با اسم هاي بابلس و دومينو در مورد اما واتسون 2 تا فرضيه هست كه حتي طرفداراش و سايت رسمي خودش اين رو واضح نكرده. فرضيه اول: اما واتسون در 15 آپريل 1990 در آكسفوردشاير به دنيا آمد و 5 سال اول زندگيش رو در فرانسه گذروند. فرضيه دوم: اما واتسون در 15 آپريل 1990 در فرانسه به دنيا آمد و 5 سال بعد به آكسفورد شاير انگليس مهاجرت كرد. اما قبل از بازي در نقش هرميون در تئاتر مدرسه در " شاهزاده و پرستو " " آليس در سرزمين عجايب" و " شاهزاده خوشبخت " بازي كرده. اما براي انتخاب شدن در نقش هرميون در فيلم هري پاتر با هزاران فرد ديگر رقابت كرده اما قسمت اين بوده تا اما واتسون تبديل به ستاره بشه. فيلم اول او در سال 2001 در هري پاتر و سنگ جادو كه تنها 11 سال داشت و با توجه به سن كمش خوب از عهده كار بر اومد و فيلم دوم او يعني هري پاتر و تالار اسرار هم بهتر ظاهر شد اما اصلي ترين فيلم قسمت سوم هري پاتر يعني هري پاتر و زنداني آزكابان بود كه باعت شد معروفيت اون بيش از پيش بشه . بزرگتر و پخته شدن و بازي روانش باعث شد در جايگاه هشتم Top 50 ليكوس قرار بگيره و تنها ستاره هري پاتر باشه ( Potter Star ) و و جوايز زيادي رو دريافت كرد. به هر حال آزكابان يادش نميره و براش خوب از آب در اومد همونطور كه قبل از ساخت فيلم درمصاحبه اي گفت از بين كتاباي هري پاتر كتاب زنداني آزكابان رو بيشتر دوست دارم چون به هرميون بيشتر توجه شده. جاكولين و چريس واتسون پدر و مادر اما كه شغل هر دوشون وكيل بوده از هم جدا شدند. اما يك برادر كوچتر به نام الكس داره كه متولد 1993. اما مدت 4 سال در فرانسه بخاطر شغل پدر ومادرش زندگي كرده. و برادرش الكس در فرانسه به دنيا اومده. اما عاشق هاكي و شنا و تنيس و آواز خواندنه. متنفر از سبزيجات و عاشق شكلات. رنگ مو اما هم قهوه اي هست. بازيگر مورد علاقه مرد -جون كليس- و زن- جوليا رابرت- عاشق رنگ آبي . موزيك برايان آدامز. خوراكي پيتزا و پيستا و شكلات . نوشيدني ليموناد و كارتون آليس در سرزمين عجايب كتاب هري پاتر و زنداني آزكابان و شخصيت هاگريد . قد : 5.3 فيلموگرافي: هري پاتر و سنگ جادو 2001 هري پاتر و تالار اسرارآميز 2002 هري پاتر و زنداني آزكابان 2004 هري پاتر و جام آتش 2005 سايت : http://www.emmawatson.net http://www.emmaempire.net http://www.ewonline.net http://www.emma-community.co.uk http://www.miss-watson.org http://www.emma-watson.org http://www.emmawatsonsworld.com
نام كامل : راپرت مايكل گرينت قد: 5'5 تاريخ تولد : 24 آگوست 1988 رنگ مو : حنايي رنگ چشم : آبي محل تولد : هرتفوردشاير - انگليس درس مورد علاقه : شيمي سرگرمي: شنا - فوتبال - نقاشي - دوچرخه سواري موزيك : رپ بهترين چيز خواب و بدترين چيز عنكبوت. راپرت گرينت بازيگر نقش رونالد ويزلي است و نحوه ي انتخاب شدن راپرت بر مي گرده به 11 سالگيش كه آگهي از سايت BBC ميبينه كه براي نقش رون دنبال بازيگر هستند.پس از گرفتن فيلم از خودش براي بي بي سي پست مي كنه و پس از خبر پذيرش بعد چند تا امتحانه ديگه هم مي ده و حالا بعد از 5 سال بايد ديگه باورش شده باشه كه به همين سادگي به يك بازيگر ماندگار تبديل شده.راپرت 1 برادر به نام جيمز و 3 خواهر به نامهاي جورجيا - سامانتا و چارلوت و همچنين پدر و مادرش نايجل و جو نام دارند.راپرت همچنين عاشق فيلم هاي كمدي به خصوص فيلم هاي جيم كري و شرك است به همين دليل بازيگر مورد علاقه اش جيم كري است. فيلموگرافي: هري پاتر و سنگ جادو 2001 تانرد پنتز 2002 هري پاتر و تالار اسرار آميز 2002 هري پاتر و زنداني آزكابان 2004 هري پاتر و جام آتش 2005 صندوق پستي: Rupert@RupertGrint.co.uk Rupert Grint سايت: http://www.rupertgrint.co.uk http://www.rupert-grint.com http://rupertluver0.tripod.com/index.htm http://www.rupertgrint.net http://www.rupertgrintuk.cjb.net
به ادامه مطلب توجه فرمایید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:37 توسط milad potter |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 20:54 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 20:50 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:45 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:43 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:37 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 16:18 توسط milad potter |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 16:11 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 16:10 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 16:10 توسط milad potter |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:29 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:21 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:17 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:53 توسط milad potter |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:52 توسط milad potter |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام اسم من میلاد است و14 ساله من از هواداران سر سخت هری پاتر هستم و به همین دلیل این وب رو به کمک برادرم بهراد ایجاد کردیم تا شما استفاده کنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد های جاوا آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آلبوم عکس اطلاعات عمومی اخبار ریاضیات جادوهای واقعی اون یکی وبم اجناس شگفت انگيز و ارزان انفجار اطلاعات تازه های دنیا آذربایجان |
|
RSS
|